مالی واژه نامه
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
ASK RATE
نرخي فروش پيشنهادي هر يك از اقلام معاملاتي كه در مفهوم bid/ask spread (اختلاف بين نرخ خريد و فروش) ظاهر ميشود.
BAR CHART
يك نوع چارت، متشكل از 4 نقطه اصلي: (1)بالاترين و (2)پايينترين قيمتها كه محور عمودي را تشكيل ميدهند، (3)قيمت آغازين كه مشخصه آن خط افقي كوتاهي در سمت چپ محور است و (4)قيمت نهائي كه مشخصه آن خط افقي كوتاهي در سمت راست محور است.
BEAR
كسي كه فكر مي كند قيمت در بازار رو به كاهش است.
BEAR MARKET
بازاري كه مشخصه آن كاهش نرخ است.
BID RATE
اصطلاحي با مفهوم تمايل به فروش در نرخي خاص.
BROKER
كارگزاري كه در قبال دريافت كميسيوني مشخص به انجام خريد و فروش براي سرمايهگذاران ميپردازد
BULL
كسي كه فكر مي كند قيمتها رو به افزايش هستند.
BULL MARKET
بازاري كه مشخصه آن افزايش قيمتهاست .
CABLE
اصطلاحي متداول بين معاملهگران به معني نرخ تبادلات GBP/US$.
CALL RATE
نرخ بهره بين بانكي به مدت يك شب.
CANDLESTICK CHART
نوعي چارت كه شامل 4 قيمت اصلي است: مقاومت، حمايت، نرخ شروع و نرخ پايان. بدنه محور كندلاستيك را قيمهاي شروع و پايان شكل مي دهند. براي نشان دادن اينكه نرخ آغاز از نرخ پايان بيشتراست،بدنه محور را خالي مي گذارند. اگر قيمت پايان از قيمت آغاز پايينترين باشد، بدنه محور پر ميشود.
CFD (Contract for Difference)
انعقاد قرارداد بين دو طرف معامله بر اساس اختلاف نرخ تاريخ آغاز و پايان قرارداد ضربدر تعداد سهام مندرج در قرارداد .
CLOSING PRICE
آخرين نرخ يك قرارداد در پايان نشست معاملاتي
COMMODITY
هر كالايي كه در تالار معملاتي با رعايت قوانين معاملاتي مبادله ميشود.
CONTRACT MONTH
اين اصطلاح به ماه و سال سررسيد قرارداد معاملات سلفي اشاره دارد كه ماه تحويل delivery month هم ناميده ميشود
CONVERTIBLE CURRENCY
ارزي كه مي تواند آزادانه با ارز ديگر يا با طلا مبادله شود و نيازي به كسب اجازه از مقامات مسئول ندارد. .
COMMISSION
حق العمل يك بروكر در يك معامل.
CONFIRMATION
سندي كه طرفين معامله براي توافق در مورد شرايط تراكنش امضا ميكنند.
CONTRACT
واحد استاندارد معاملات.
CORRECTIONS
اين حالت نتيجه سود آوري يك معامله در اثر تغييرات نرخ است. اين حركتها تكنيكي هستند و فاصلهگيريهاي اصلاحي آن معمولاً بر اساس نسبتهاي اصلاحي فيبوناتچي محاسبه ميشود
COUNTER - PARTY
بانك يا شخص طرف معامل.
CREDIT CHECKING
اعتبار در معامله نقش كليدي دارد. هنگامي كه مبالغ بالاي پول جابهجا ميشود بررسي اعتبار طرف معامله نقش بسيار مهمي در امنيت معامله دارد. وقتي نرخ مورد توافق قرار گرفت اعتبار بررسي ميشود و اگر اعتبار مورد تائيد قرار نگيرد معامله اي صورت نميگيرد.
CROSS RATE
نرخ تبادل دو ارز. اين اصطلاح معمولاً در معالاتي كه در برابر دلار امريكا انجام ميشود بهكار ميرود.
CURRENCY
هرنوع پول مورد تائيد بانك مركزي و حكومتها كه مورد معامله قرار گيرد.
CYCLES
تغييراتي كه طي آن نرخي به جاي اول خود باز ميگردد. آنچه توقع داريم و شاهد آن هستيم اين است كه نرخها بر اساس اعداد ترتيبي فيبوناتچي تغير ميكنند و از اين رو قابل پيش بيني هستند. معمولا از اعداد ترتيبي فيبوناتچي در پيش بيني جهت گيري آتي نرخ يا بازگشت آن استفاده ميكنيم.
DAY TRADING
اين اصطلاح اشاره دارد به باز كردن و بستن يك موقعيت در يك روز معاملاتي .
DEALER
كسي كه تراكنشي را انجام ميدهد
DERIVATIVES
"اشتقاقات معاملاتي هستند كه از محصولات موجود ديگر مانند سهام، اوراق قرضه، ارزها وكالاها گرفته ميشوند. اشتقاقات ميتوانند به شكل مبادله فوري يا OTC معامله شوند. اشتقاقات OTC اعتبار مالي بيشتري دارند چون مستقيماً معامله مي شوند. از ويژگي هاي معاملات اشتقاقي خيار فسخ، نرخ بهره در گردش، نرخ مقاومتي و حمايتي است
DIVERGANCE
اگر بيش از دو شاخص در روند قيمت خود با شكست مواجه شوند معمولاً نشانهاي از اصلاح چشمگيري در بازار يا ايجاد روندي بازگشتي است. اخيراً مشخص شده است كه بدون ايجاد شكست در ساختارهاي دوكف/قله به مراتب بيش از شكست در ساختارهاي سه كف/قله است.
EURO
واحد پول اتحاديه اروپا(EMU ). جايگزيني براي واحد پول اروپا (ECU)
EURODOLLARS
دلار امريكا كه در بانكي خارج از ايالات متحده سرمايه گذاري شده است حتي اگر اين بانك وابسته به بانكهاي ايالات متحده باشد. اين نوع سرمايه خارج از حوزه قضائي ايالات متحده است
EUROPEAN CENTRAL BANK (ECB)
بانك مركزي اتحاديه مالي اروپا
EXPIRATION DATE
آخرين روز اعتبار يك قرارداد سلفي.
FEDERAL RESERVE (Fed)
بانك مركزي ايالات متحده.
FILL OR KILL
پيشنهاد معاملاتي يك مشتري كه به دليل محدوديت قيمت بايد فوراً تكميل شود يا لغو شود
FLAT/SQUARE
فلت شدن يعني عدم تغيير و فقدان موقعيت جديد و لغو همه موقعيتها .
FLOATING INTEREST RATE
نرخ بهره شناور در شرايطي كه قيمت در نوسان است .
FOREIGN EXCHANGE MARKET (Fx/Forex)
خريد و فروش ارزهاي خارجي، اغلب فاركسها در برابر دلار امريكا قرار دارند. اگر ارزي در برابر چيزي جز دلار امريكا معامله شود به نام كراس شناخته ميشود
Forex (See FOREIGN EXCHANGE MARKET)
علامت اختصاري بازار تبادلات ارزي
FORWARD
معامله اي كه در تاريخي مورد توافق در آينده باز مي شود مثلاً GBP/US$سه ماهه كه 3ماه بعد از تاريخ معامله آغاز ميشود.
FRONT AND BACK OFFICE
`front office`معمولا براي تالار معاملات به كار ميرود و `back office` جايي است كه معاملات تنظيم ميشوند.
FUNDEMENTAL ANALYSIS
بررسي علت و معلول رفتارهاي بازارمبتني بر عواملي از جمله اخبار، رويدادها، سياستها و اقتصاد
FUTURES
معاملات سلفي روشي براي معامله اقلام معاملاتي ، ارزها و كالا ها در آينده و يا تحويل آينده هستند .
FUTURES CONTRACT
يك قرارداد سلفي مبتني بر توافق استاندارد شده در مورد خريد يا فروش كالا يا ارزي در آينده است .
Fx (see FOREIGN EXCHANGE MARKET)
كلمة مختصرة للدلالة على سوق تجارة العملات الاجنبية (انظر اعلاه).
GTC (Good Till Cancelled)
پيشنهاد خريد يا فروشي كه مشتري به دلال مي دهد و تا وقتي خود مشتري آن را لغو نكند به قوت خود باقي است .
HEDGING
روشي براي پيشگيري از ضرر در معاملات. مثالي از اين موارد فروش يكي از اقلام معاملاتي در نرخي پايين به منظور لغو فاز خريد يا خريد در نرخي بالا براي تاثير گذاشتن بر فروش در نرخ پايين است .
HIGH/LOW
بالاترين و پايينترين نرخهاي معاملات يك موضوع معاملاتي در خلال يك روز .
INDICATED AND FIRM PRICES
"indicated price” صرفاً جهت اطلاع است و بايد به `firmed up` تبديل شود تا معامله در آن نرخ صورت گيرد.
INITIAL MARGIN
سپرده گذاري كه پيش از انجام هر معامله اي ضروري است .
INSTRUMENT
قراردادي كه معامله ميشود.
INTEREST RATE SWAPS (IRS)
تراكنشي كه به موجب آن دو طرف معامله سود شناور و قطعي خود را مبادله ميكنند . اين تراكنش در واقع دو قرض هم عرض محسوب ميشود كه يكي قطعي و ديگري شناور است قرض شناور در برابر LIBOR است و اختلاف بين اين دو قيمت بين دو طرف به نسبتي خاص تقسيم ميشود. در نرخ بهره گردشي ارزي واحد ،تغير خاصي رخ نمي دهد و فقط بهره محاسبه ميشود. .
INTRODUCING BROKER (IB)
شخص حقيقي يا حقوقي كه ارائه كننده يا پذيرنده پيشنهاد خريد يا فروش قرارداد سلفي يا فاركس است اما نه در قبال چيزي و به اين شكل از آن معامله حمايت ميكند.
LEVERAGE
توانايي اداره مقدار زيادي از ارزها/كالاها با سرمايه اي اندك.
LIBOR
علامت اختصاري London Inter-Bank Offer Rate (نرخ پيشنهادي بانك داخلي لندن) است . اين نرخ نقطه ارجاع معاملات IRS در شرايط اشتقاق در نرخهاي شناور است . معمولا اين نرخ مرجع همه نرخهاست
LIMIT ORDER
دستور فروش به قيمتي مشخص در آينده .
LIQUID/ILLIQUID MARKET
بازاري كه در آن اسپرد بين نرخ خريد و فروش مسدود شده است. همچنين اين مفهوم را مي توان به معني تعداد اقلام معاملاتي دانست كه كه در صدر بازار قراردارند. بازارها به نقدي و غير نقدي تقسيم ميشوند
LIQUIDATION
بستن يك موقعيت باز به واسطه اجراي يك تراكنش offset.
LONG (LONG POSITION/GOING LONG)
موقعيتي در بازار كه مشتري اقلام مالي جديدي را مي خرد. عبارت "long US$" به معني داشتن دلار امريكاست .
LOT
اصطلاحي به معني تعداد قراردادها مثلاً خريد 5لات.
MANAGED ACCOUNT/DISCRETIONARY ACCOUNT
مقدماتي كه لازم است تا صاحب يك حساب وكالت كارهاي خود رابه كسي بدهد كه معمولا يك بروكر است تا تصميمات معاملاتي او را اتخاذ كند.
MARGIN
بخشي از سپرده مشتري كه در حساب او به عنوان وثيقهاي براي پوشش دادن ضرر احتمالي معاملات مسدود مي شود. با بسته شدن آن معامله اين مبلغ دوباره آزاد ميشود.
MARGIN CALL
در خواست افزايش سرمايه از مشتري بهمنظور حفظ سرمايه در سطح مورد نياز براي معامله .
MARK TO MARKET
روشي براي ارزيابي ثبت مشتري در پايان هر روز كاري يعني ارزيابي بدهي يا اعتبار روزانه مبتني بر مارجين مشتري در پايان كار نشست معاملاتي . اين روش پشتوانه اي در برابر احتمال قراردادهاي پيش فرض است .
MARKET MAKER
سرمايه اي است كه قيمتي را براي ايجاد بازار خريد و فروش تعين مي كن
MARKET RISK
ايجاد تغير در بازار.
MINIMUM PRICE FLUCTUATION
كمترين افزايش ممكن قيمت دربازار كه غالباً تيك ناميده ميشود. كمترين واحد نوسان نرخ يك كالا OFFSET : ايجاد يك قرارداد سلفي و باطل كردن قرارداد قبلي.
OFFSET
عوضا عن : اتخاذ مركز آجل آخر معاكس للمركز المبدئي أو الافتتاحي.
ONE CANCELS OTHER ORDER
وقتي اجراي يك دستور خودبه خود دستور قبلي را ملغي مي كند.
OPEN POSITION
معامله اي كه مسدود نشده و هنوز معامله در خلاف جهت آن شكل نگرفته است .
ORDER
دستور و پيشنهاد انجام يك معامله
OVER- THE-COUNTER MARKET (OTC)
بازاري كه اقلام مالي مانند فاركس، سهام و ساير موارد خريد و فروش ميشوند اما نه در تالار معملات بلكه به وسيله تلفن يا ساير وسايل ارتباطي .
PIP or POINTS
ميزان آن بستگي به موضوع معامله دارد . واحد مبناي آن 0.0001 است
POSITION
ايجاد جو خريد يا فروش در بازار .
QUOTE
يك بازار هشدار دهنده كه صرفاً جنبه اخباري دارد .
RATE
سعر لعملة معينة بالمقارنة مع عملة أخرى ، و يستخدم هذا النوع من الأسعار بهدف المتاجرة.
RESISTANCE (RESISTANCE LEVEL)
مقاومة ـ مستوى المقاومة: مستوى السعر الذي يتوقع فيه اتمام عملية البيع.
RISK
نرخ يك ارز در برابر ارز ديگر ه ويژه در معاملات.
ROLLOVER
شرايطي كه يك معامله به سمت ارزش ديگري كه مبتني بر اختلاف نرخ سود دو ارز است،ميل ميكند.
SETTLEMENT
روندي كه طي آن يك معامله در كتابي كه حاوي تراكنشهاي مشابه است به ثبت ميرسد. وضعيت استقرار ممكن است در معالات حقيقي يك ارز با ديگري پيش بيايد و يا اصلا واقعيت نداشته باشد
SHORT
" شرايطي از بازار كه مشتري ارزي را كه ندارد ميفروشد. اگر يك معامله گر `short US$` باشد يعني اين ارز را ميفروشد به اين اميد كه بعداً آن را به قيمتي پايينتر بخرد..
SPECULATOR
يكي از معاملهگران كه بر اساس پيشبيني كه از تغييرات نرخ دارد سعي مي كند با خريد و فروش سلفي به سود بيشتر برسد
SPOT
اصطلاحي براي نرخ نقدي بازار در مورد كالاها و اقلام معاملاتي .
SPREAD
تفاوت قيمت بين نرخ پيشنهادي و نرخ اقعي .
STERLING
اصطلاحي براي پوند انگليس.
STOCK INDEX
شاخصي براي سنجش و گزارش تغييرات در گروه خاصي از سهام.
STOCK MARKET
بازاري كه در آن سهام مشاركت خريد و فروش ميشود .
STOP ORDER/STOP LOSS ORDER
أخريد يا فروش در زماني كه بازار به نرخ خاصي ميرسد.
SUPPORT or SUPPORT LEVEL
پايينترين سطح قيمت در شرايطي كه فروش كم ميشود و خريد افزايش مييابد. روند نزولي نرخ به سمت سطح حمايتي پيش ميرود. يك سطح حمايتي نيرومند ومستحكم ميتواند يك روند اصلاحي صعودي يا حركت بازگشتي افزاينده ايجاد كند.
SWAPS
اين لغت به معني تبادل يك ارز با ارز ديگر براي مدتي معين و سپس باز گرداندن آن است. نرخ تبادل گردشي(SWAPS ) بر مبناي تفاوت بين نرخ دو ارز محاسبه ميشود.
TECHNICAL ANALYSIS
تحليل مبتني بر تغييرات بازار در بررسي چارت، ميانگين تغييرات، حجم و ساير شاخصهاي تخصصي.
TICK
كمترين ميزان مجاز تغير قيمت در يك نشست معاملاتي .
TREND
جهتگيري كلي بازار به سمت سطوح مقاومتي و حمايتي قيمت.
TICKER
تيكر، جدول و/يا نموداري است كه روند لحظهاي معاملات هريك از اقلام معاملاتي را نشان مي دهد. يك تيكر جهتگيري حركتهاي بازار را نشان ميدهد. تيكرهاي روزانهاي جود دارند كه نوسانات و تغييرات روزانه را نشان ميدهند و تيكرهاي مبتني بر تاريخي كه نوسانات و تغييرات طولانيتر از يك روز را به نمايش ميگذارند. معامله گران تمايل دارند از نمودارها استفاده كنند به اين دليل كه نمودارها جهتگيري هاي قيمتها را به بياني ساده مطرح ميكنند.
VOLUME
تعداد قراردادهاي منعقد شده در بازه زماني مشخص..
YARD
لفظ اصطلاحي براي ميليارد.











